X
تبلیغات
رایتل

بعد از شب هزار و یکم


از قبل کم خواب و بد خواب بودم اما الان قصه چیز دیگری ست آن هم با دخترکی بسان کوالا که فقط چسبیده به یک بغل می خوابد و کافیه بذاریش روی تخت تا چنان گریه و زاری بکند که دل سنگ هم آب بشه.

از خیر خوابیدن روی تخت گذشتم، عوض کردن پوشکش تبدیل شده به کابوس های من. قبل از عوض کردنش باهاش گلی حرف می زنم اما... دلم ریش میشه هر دفعه.

چند روز پیش زل زده بودم به نخ دندان و فکر می کردم. این چیه؟! واسه چه کاریه؟ اسمش چیه اصلن؟ چرا این جاست؟!

و لباس ها را داخل یخچال گذاشتم و تا چند روز یادم نمی آمد که اسم عموی محبوبم چیه!

تاریخ ارسال: یکشنبه 14 تیر 1394 ساعت 16:16 | نویسنده: آیدا
نظرات (18)
یکشنبه 14 تیر 1394 18:36
حباب لینک نظر
قدم نو رسیده مبارک باشه آیدا جون
امیدوارم سالم و شاد باشید هر دوتون
یکشنبه 14 تیر 1394 23:22
نوا لینک نظر
عزیز دلم درکت میکنم
چرا دلت ریش میشه ؟
مگه ادرار سوختگی داره؟
کالندولا پماد خوبیه پوشک راتند تند عوض کن با اب معمولی بشور وخشک کن خشک کن را نباید بکشیم ردپوست من نمیدونستم خیلی نکته ساده ای هست ولی همین نکته کلید خیلی از مشکلاته
بعداز شستشو اگه یه ربع باز بمونه هم خیلی عالیه خنکش میشه خوش اخلاقتر میشه
دوشنبه 15 تیر 1394 03:11
همطاف یلنیز لینک نظر
سلام سلام
.
یعنی فراموشی هم جزو آثار زایمانه!؟ (تا الان فقط نگران افسرگی پس از زایمان بیدم ها)
.
دوشنبه 15 تیر 1394 08:26
سپیده مشهدی لینک نظر
درود به آیدای عزیزم

همیشه سلامت و تندرست باشه گلنار
از خستگی عزیزم....خسته نباشی
دوشنبه 15 تیر 1394 10:22
غرور و تعصب لینک نظر
ااااای جان
عزیزززززززززم
کوالاااای ناااز دوس داشتنی
دوشنبه 15 تیر 1394 10:39
پریسا لینک نظر
سلام گلم.
برای سوختگی پاهاش میتونی از پماد کالاندولا استفاده کنی.
معجزه میکنه.
دوشنبه 15 تیر 1394 12:19
آذردخت لینک نظر
من وقتی این دوران سخت را می‌گذروندم تنها چیزی که بهم آرامش می‌داد اطمینان به این موضوع بود که این‌ها همه موقتیه. رفته رفته همه چیز بهتر می‌شه. وقتی بتونه با محیط ارتباط بگیره خیلی خوب می‌شه. چهار ماهگی بهتر می‌شه و شش ماهگی می‌تونی تا حدودی نفس راحت بکشی. تا حدودی!
دوشنبه 15 تیر 1394 12:19
آذردخت لینک نظر
من وقتی این دوران سخت را می‌گذروندم تنها چیزی که بهم آرامش می‌داد اطمینان به این موضوع بود که این‌ها همه موقتیه. رفته رفته همه چیز بهتر می‌شه. وقتی بتونه با محیط ارتباط بگیره خیلی خوب می‌شه. چهار ماهگی بهتر می‌شه و شش ماهگی می‌تونی تا حدودی نفس راحت بکشی. تا حدودی!
دوشنبه 15 تیر 1394 12:52
محبوبه لینک نظر
سلام آیدا جان
تولد دختر عزیزت رو بهت تبریک می گم من خواننده وبلاگت هستم در مورد مشکلی که داری من هم هنگام تولد پسرم همین مشکل رو داشتم پسرم به شدت بغلی و وابسته بود و هست. یکسره بهم چسبیده بود و شیر می خورد و وقتی شیر می خورد می خوابید و من می ذاشتمش پایین گریه می کرد. تا اینکه به پیشنهاد اطرافیان که اونا هم امتحان کرده بودن بهش به حالت دراز کشیده شیر می دادم. قبول دارم که این روش رو پزشکان توصیه نمی کنند و می گند حتما بشینید و به بچه شر بدید ولی من که تو موقعیت بودم می گم که خطر شیر دادن به حالت دراز کشیده به مراتب کمتر از خطر مادریه که در اثر کم خوابی و بدخوابی عصبی و افسرده است. روشش هم این طوریه که بچه ره به پهلو کنار خودت بخابون و خودت هم به پهلو شو و سینه را در دهان بچه قرار بده. فاصله دو نفر باید صفر باشه. فقط یه مقدار باید حواست باشه که ضمیرناخودآگاهت بیدار باشه که یه نوگل شیشه ای کنارت خوابیده و حواست بهش باشه. همین طوری که بچه داره شیر می خوره بخواب واسه روزای اول اگه کسی کنارت هست ازش بخواه که کنارت بشینه و حواست به تو و بچه باشه. بچه هم آرومه چون هم مامانش کنارشه و هم به دلیل اینکه بعد از خوابیدن تکون نمی خوره خوابش خراب نمی شه که عصبی بشه. من به این روش دو سال به بچه شیر دادم البته به جز مواقعی که توی ماشین بودیم یا مهمونی می رفتیم که در اون صورت نشسته می خورد. واسه مامان مهم ترین چیز اینه که روان سالمی داشته باشه و کسی که نتونه بخوابه مطمئنا نمی تونه آرامش داشته باشه. این تجربه من بود امیدوارم به دردت بخوره
دوشنبه 15 تیر 1394 13:38
دل آرام لینک نظر
سه روزه پریودم عقب افتاده آیدا.
قصد بچه دار شدن نداشتیم ولی اون پنج شنبه فکر کنم یه اتفاقاتی افتاد که تو عمل میگن یک در چند میلیون احتمال داره بچه دار بشه با این سیستم.
هیچ وقت پریودم عقب نمی افته. نهایت یه روز عقب می افتاد. از روی آزمایش متوجه شدی باردار شدی؟ یا خودت تغییری تو بدنت حس کردی.
دوشنبه 15 تیر 1394 15:18
نوشی لینک نظر
آیدا جون

اول از همه قدم نورسیده مبارک باشه عزیزم . دختردارشدن نعمت خیلی بزرگیه . عزیزم بعد هم اصلا نگران نباش . همه اینا طبیعیه . ولی کم کم همه چی به روال طبیعیش برمیگرده مامان مهربون .
دوشنبه 15 تیر 1394 16:21
میتیل لینک نظر
چرا اخه؟ بابا یه کم گریه می کنه بعد ساکت میشه. اینقد بغلیش نکن. من یه دختر سه ساله دارم. تا سه چهار ماهگیش واقعا اذیت کرد. کلا خواب نداشت. می فهمم چی میگی. ولی یه کم به فکر خودت باش. پوشک که دیگه چیز خاصی نیست؟ پاش می سوزه؟ mother carw, nustella کرم پای نوزاد دارن. امتحان کن. پودر بچه هم خیلی خوبه فقط حجم زیاد نزن. گلم این نیز بگذرد
دوشنبه 15 تیر 1394 16:54
سحر لینک نظر
بچه خواهر منم همین طور بود تا می ذاشتش زمین بیدار می شد ولی الان مثل وقتی که تو بغله به صورت دمر و شیب دار رو بالش می خوابونتش خیلی بهتر شده شما هم امتحان کن احتمالا دوست داره دمر بخوابه
سه‌شنبه 16 تیر 1394 09:43
ویشکا لینک نظر
واایییییییییییییییییییییییی آیدا چقدر خوشحالم که پیدات کردم.. از وبلاگ بی پروانویس پیدات کردم و خیلی خوشحال شدم.. مبارک باشه به دنیا اومدن لوبیاااا.. عکس از دخترک نازن فراموش نشه که من ندیده دلم داره غنج میره... باورم نمیشه مامان شدیییی .. ای جاان آخی
زود زود بیا و از خودت و دخترکت بگو.. حسابی تشنه ی پست های آبدارت هستم
سه‌شنبه 16 تیر 1394 11:25
ساناز لینک نظر
اصلا خودت رو ناراحت نکن. به جایی میرسی که اسم خودت هم یادت میره
جمعه 19 تیر 1394 09:43
فرین لینک نظر
چقدر جالبه.با مادر شدن یک نماهایی دیگه از شخصیت ادم پیدا میشه....الان یه مامان عاشق دخترش ...مشغول مراقبت...آیدا جون خسته نباشی،میدونم روزهای سخت ولی شیرینی رو میگذرونی....گلنار جون چطوره؟مادر شدن چه خسی داره واقعا؟.
راستی یادمه درمورد یه خیریه که بیاد وسایل اضافه شما رو ببره تحقیق کرده بودی،من به هر جا زنگ زدم یا وسیله نمیخداستند یا میگفتند خودتون باید بیارید،که برای من سخته!شما چکار کردی بالاخره؟
جمعه 19 تیر 1394 14:46
مادر لینک نظر
نگران نباشید منم همین طوری بودم!!زنگ می زدم به اطرافیانم که ؛املت رو باچی درس می کنند
در حموم رو کوبیدم وگفتم :رضاااا چرا سوتین تو پیدا نمی کنم
رضا درو باز کرد چی؟؟؟؟
من
الانه کلی خاطره شده...همه هم می پرسن..رضا سوتینت کووو
جمعه 19 تیر 1394 22:54
نسترن لینک نظر
سلامت باشی آیدا
مادر بودن بهت میاد
کاش کامنت ها رو تایید می کردی... الآن یادم نیست بهت گفته بودم فرندز و می بینم و یادت میفتم ؟ سعی میکنم یادم بیاد راجع به هر شخصیت چی گفتی ;-) :-D
خواننده ای که فقط چند بار تو وبلاگ قبلیت روشن شد :-)
شاد باشی
مراقب خودت باش و دختر کوچولوت و ببوس
از عکس العمل نیم وجبی هم بنویس راجع به نی نی جدید :-)
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.