X
تبلیغات
رایتل

بعد از شب هزار و یکم

شهریور دوست نداشتنی


هی نمی نویسمش و از نوشتنش فرار می کنم انگار که ثبت کردنش تازه جریان واقعی می شه وقبل از این فقط یه کابوس گذرا بوده. اما فایده نداره. هر چقدر هم به نظرم غیرواقعی بیاد بازم انگار خیال نیست و واقعیته.

پدر آقای خونه فوت شد.

می دونم مریض بود اما نه انقدر. نه این که نخوام مریضی و مرگ رو باور نکنم. نه. اما این جوری هم دیگه رسمش نبود.

تو این مدت و در طول مراسم ها همش منتظرم که از در بیاد داخل و بگه چیه این مسخره بازی ها! جمعش کنید!

اما نیمد و نگفت و ما رو با این واقعیت احمقانه تنها گذاشت که قراره از این به بعد تو زندگی ما نباشه.


تاریخ ارسال: دوشنبه 30 شهریور 1394 ساعت 18:17 | نویسنده: آیدا
نظرات (24)
دوشنبه 30 شهریور 1394 20:11
سها لینک نظر
تسلیت
دوشنبه 30 شهریور 1394 20:25
سهیلا لینک نظر
خدا رحمتشون کنه.اولین برخورد با مرگ شوک هست و انکار.نمیشه قبول کرد کسی که تا حالا بوده چطور نیست.اما مثل لباس کهنه ای هست که از تن درمیارن.
دوشنبه 30 شهریور 1394 20:36
رها آفرینش لینک نظر
ای داد! خیلی ناراحت شدم آیدا جان،خدا به آقای خونه و شما و البته همه ی خانواده صبر بده عزیزم
سه‌شنبه 31 شهریور 1394 02:16
مریم لینک نظر
خدا رحمتشون کنه
سه‌شنبه 31 شهریور 1394 07:55
تارا لینک نظر
خدا رحمتش کنه آیدا جان. آخی عمرشون قد نداد شیرین زبونی های گلنار رو ببینن
سه‌شنبه 31 شهریور 1394 10:59
نوشی لینک نظر
آیدا جان تسلیت میگم . خیلی سخته . بازم خداروشکر نوشون رو دیدن . آقای خونه حتما روزای خیلی سختی رو میگذرونن .
سه‌شنبه 31 شهریور 1394 11:01
دل آرام لینک نظر
آخی.
سه‌شنبه 31 شهریور 1394 11:55
samira لینک نظر
اخ چرا خدا رحمت کنه
سه‌شنبه 31 شهریور 1394 12:47
ساناز لینک نظر
خدا رحمتشون کنه. سایه شما و آقای خونه رو سر گل دختر مستدام باشه آیدا جان
سه‌شنبه 31 شهریور 1394 13:25
بانو سرن لینک نظر
تسلیت می گم عزیزم. روحش غرق در آرامش!
سه‌شنبه 31 شهریور 1394 13:27
یاسمین لینک نظر
سلام عزیزم
از صمیم قلب تسلیت میگم به شما و اقای خونه و دخترکتون که نتونست مهربونی پدر بزرگ رو درک کنه
و درک میکنم چقدر سخته این روزها با وجود بچه کوچیک این جور مراسم ها رو رفتن
سه‌شنبه 31 شهریور 1394 13:39
بانو سین لینک نظر
عزیزم خدا رحمتش کنه تسلیت میگم عزیزم
سه‌شنبه 31 شهریور 1394 13:42
mina لینک نظر
خیلی متاسفم آیدا جان.
سه‌شنبه 31 شهریور 1394 14:53
روزهای با هم لینک نظر
خدا رحمتشون کنه و به شما صبر بده
چهارشنبه 1 مهر 1394 08:52
یک عدد مامان لینک نظر
تسلیت می گم خدا رحمتشون کنه
چهارشنبه 1 مهر 1394 13:33
royabanoo لینک نظر
سلام واقعا متااسفم. میدونم روزهای سختی رو میگذرونین. مواجهه با حقیقت تلخی مثل مرگ آزاردهنده هست. چه حیف که فرصت نکردن شیرینی حضور گلنار رو کامل بچشن..
چهارشنبه 1 مهر 1394 15:51
کامشین لینک نظر
آیدا جان
دلم شور می زد از نبودنت
امیدوارم که حال آقای خونه خوب باشه و به خاطر بودن تو و گلنار کوچولو احساس غم اش سنگین و ماندنی نباشه.
می دونم که هوای همدیگر را دارید.
پنج‌شنبه 2 مهر 1394 00:28
شمیم لینک نظر
تسلیت میگم ایدا جان. خدا رحمت کنه ایشون رو و صبر بده به بازماندگان.
پنج‌شنبه 2 مهر 1394 09:04
مژگان لینک نظر
تسلیت میگم عزیزم :-(
پنج‌شنبه 2 مهر 1394 13:39
محبوب مامان انالی لینک نظر
تسلیت ایدا جان به هر سه عضو خانواده کوچیک و گرمتون.ایشالله از این جای خالی ها و تنها گذاشتن های یهویی کمتر ببینیم.صبر برای همه بازمانده ها.
پنج‌شنبه 2 مهر 1394 23:58
زندان آسمان لینک نظر
ای وای حتما خیلی روزهای تلخی رو گذروندین خدا صبرتون بده و ایشااله روحشون در آرامش باشه.خیلی ناراحت شدم تسلیت می گم.
جمعه 3 مهر 1394 16:44
مارال و آلنی لینک نظر
خدا رحمتشون کنه آیدا جون. خدا صبر بده بهتون.
شنبه 4 مهر 1394 10:40
تینا لینک نظر
تسلیت میگم، خدا رحمتشون کنه
سه‌شنبه 7 مهر 1394 22:34
نوا لینک نظر
تسلیت میگم انشاالله صبور باشین
واقعا درفراق بعضی عزیزان ادم منتظره ببینه کی برمیگرده باورش سخته
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.