X
تبلیغات
رایتل

بعد از شب هزار و یکم

روزهایی که می گذرند


ظرف ها رو شستم، غذا پختم و ریخت و پاش ها رو مرتب کردم. البته جمع کردن لباس های شسته شده و شستن لباس های جدید هنوز مونده، این وسط دوبار دخترک رو شیر دادم و سه بار، عوضش کردم ( با من شوخی داره تا عوضش می کنم یهو صدای خراب کاری جدیدی ازش به گوش می رسه) و یه مدت هم باهاش بازی کردم و الان هم خوابیده، یعنی خوابوندمش و توی خیلی از این اوقات فکر کردم که آخ جون وقت کنم میام پای وبلاگم و می نویسم و  درد دل می کنم و حالم بهتر می شه. الان که وقت کردم فقط تونستم چندتا نظر رو جواب بدم و یه خاطره کوچولو بنویسم و  به جاش زل زدم به مانیتور و هی اشک ریختم و دماغم رو بالا کشیدم و خودم رو گول زدم که همه اینا به خاطر بوی پیازئه نه دل گرفته و پر م.


پ.ن: از دخترک نه دلگیرم نه دلخور. برداشت اشتباه نشه.

تاریخ ارسال: سه‌شنبه 10 شهریور 1394 ساعت 12:45 | نویسنده: آیدا
نظرات (14)
سه‌شنبه 10 شهریور 1394 12:38
نرگس باران لینک نظر
چرا عزیزم؟!
چی شده مادر مهربون
معلومه که مادرا از بچه هاشون دلگیر نمیشن.
ایشالا هر چی هس مشکلت حل میشه. اینقدر اوضاعت خوب میشه که یادت میره اصلا دلتنگی ای هم بوده.
شاد باشی عزیز مهربون
سه‌شنبه 10 شهریور 1394 13:10
یه دوست لینک نظر
عزیزم یه مقدارش عوارض زایمانه! یه مقدارش هم زندگی جدید با یه عضو جدید از خانوادست

خیلی زود بر می گردی به روال عادی
سه‌شنبه 10 شهریور 1394 14:44
سهیلا لینک نظر
درست میشه. مادرا دلشون شیشه ای میشه
سه‌شنبه 10 شهریور 1394 14:47
samira لینک نظر
خیلی سخته درکت میکنم مخصوصا اولاش که عادت نداری
ولی مراقب خودت باش افسرده نشیا
سه‌شنبه 10 شهریور 1394 15:35
بانو سین لینک نظر
ای جانممم عزیزم ... دل پر چرا دخترکو بغل کن و بیا بشین بنویس عزیزممم
سه‌شنبه 10 شهریور 1394 17:06
بیتا لینک نظر
امیدوارم همیشه شاد باشین و سلامت
ممنون
65648
چهارشنبه 11 شهریور 1394 09:31
غرور و تعصب لینک نظر
سلام افسردگی بعد زایمان کاملا طبیعیه

من یه سقط داشتم... همیشه فکر میکردم اینکه میگن

طرف افسردست دست خودشه و میتونه نباشه

ولی دست خودم نبود و اشکام میریخت و دلم خیلی زیاد
گرفته بود

خداروشکر با گریه کردن تو بغل مامانم حالم کاملا خوب شد
پاسخ:
خدا رو شکر
چهارشنبه 11 شهریور 1394 09:55
نونو لینک نظر
سلام آیدای عزیز، تبریک برای فینگیل خانوم
عزیزم برای اینکه متوجه زبان نوزاد بشی، یه ویدئویی هست که آموزشیه و خواسته کودکان رو که با صدای خودشون بیان میکنن بهت آموزش میده... اگر خواستی آدرس ایمیل رو بده برات بفرستم... من که وقتی دیدمش برای هر کسی که نوزاد داره ارسالش کردم چون خیلی کاربردی و علمیه
چهارشنبه 11 شهریور 1394 10:35
راحیل لینک نظر
برداشت اشتباه نمیشه. من اون دو سه ماه اول همیشه خودم رو وقتی داشتم به تصویرم تو آینه نگاه می کردم و قلوپ قلوپ اشک می ریختم غافلگیر می کردم. بچه داری از اینی که الان هست آسون تر نمیشه شیوه اش عوض میشه. الان که پسرک تازه راه افتاده و همش در حال بالا رفتن از مبل و تخت و امثالهم هست فکر می کنم اون موقع ها که نصف روز رو خواب بود خیلی بهتر بود. اما روزهای شیرینی در راهه وقتی گلنار کوچولو واسه خودش شخصیتی پیدا می کنه وقنی صدای خنده اش و نوع نکاهش نشون میده که تو رو میشناسه اونوقت دل گرفته و غم یهو دود میشه میره هوا. راستی واسه من پیاده روی همراه پسرک خیلی حالم رو خوب می کرد. عصرها یک ساعت پسرک رو میگذاشتم تو کالسکه و می رفتیم هواخوری
پاسخ:
آره بیرون رفتن با کالسکه برای ما هم خوبه.
چهارشنبه 11 شهریور 1394 13:07
الیزه لینک نظر
ایدا جون من یک فیلم آموزش راجع به بستن نوزاد با شال به کمر ( مثل همون که می خوای) خیلی وقت پیش تو فیس بوک دیدم برات پیداش می کنم و میفرستم
پاسخ:
مرسی الیزه جان
اون رو دیدم. اون پارچه رو ندارم.
چهارشنبه 11 شهریور 1394 13:26
Maha لینک نظر
الهی الهی
همه چیز بهتر میشه بهتر از همیشه
حالا ک تنها نیستی و گل انارت هست
هرچند تجربه اشو ندارم و نمیتونم بفهممت
چهارشنبه 11 شهریور 1394 14:23
تینا لینک نظر
سلام آیدا
دخترک سلامت باشه، ببوسش
چهارشنبه 11 شهریور 1394 15:38
elize لینک نظر
این لینکش :

http://www.aparat.com/v/jteOw/%D8%A2%D9%85%D9%88%D8%B2%D8%B4_%D8%A8%D8%B3%D8%AA%D9%86_%D8%A8%DA%86%D9%87_%D8%A8%D9%87_%D9%85%D8%A7%D8%AF%D8%B1_%D8%A8%D8%A7_%D8%B4%D8%A7%D9%84

چهارشنبه 11 شهریور 1394 15:42
fateme لینک نظر
انشاا... دلتون خالی شه و حالتون عالی.
در کنار مراقبت از گلنار عزیز،مراقب خودتون هم باشید
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.