X
تبلیغات
رایتل

بعد از شب هزار و یکم

آیدا در سرزمین اسرار

با توجه به رابطه ویژه من و کائنات، همه چی برعکس اون چیزی که براش برنامه ریزی کرده بودم پیش رفت، جدا شدن جفت، خون ریزی، سزارین، گریه و التماس من که تو رو خدا صبر کنید بچه م طبیعی دنیا بیاد، من سزارین نمی شم. زردی، بیمارستان، بستری شدن، آزمایش خون هر روزه از یه فرشته کوچولوی چند روزه، درد، گریه، بی خوابی و ...

هنوز باورم نمیشه ده روز گذشته. می گم انگار نصف روز شده، بقیه تعجب می کنن با این همه سختی، چطور این جور فکر می کنی برای ما مثل یه سال بوده.

هنوز باورم نمیشه انقدر خوشبختم که دخترک رو دارم. نگاهش می کنم و ته دلم غنج می ره.

وقتی خوابه دلم براش تنگ می شه و وقتی بد عنقی می کنه و نمی خوابه خودم رو به در و دیوار می زنم که بخوابه.

خلاصه همه چی عجیب و غریب و تازه اس.


پ.ن: بابت این همه لطف ممنونم انقدر زیاد که در کلمه نمی گنجد.

می دونم پستم درهمه، خودم هم درهم ام. 

تاریخ ارسال: سه‌شنبه 2 تیر 1394 ساعت 09:51 | نویسنده: آیدا
نظرات (18)
سه‌شنبه 2 تیر 1394 09:58
دل آرام لینک نظر
ای جان
چه قدر سختی کشیدی.
ایشالا از این به بعد هر دو در سلامت کامل باشید جبران بشه.
سه‌شنبه 2 تیر 1394 10:07
میترا لینک نظر
تبریک تبریک تبریک

امیدوارم سالم و سلامت زیر سایه مادر و پدر باشه همیشه.
سه‌شنبه 2 تیر 1394 10:11
تینا لینک نظر
سلام ، خیلی خیلی مبارکه
سه‌شنبه 2 تیر 1394 11:03
پرنده ی گولو لینک نظر
سلام
قرار بود امروز به دنیا بیاد
بی قرار اومد
با لپهای گلی و کلاه ممد بوقی
که زیر پر شالت قایمش کنی
سه‌شنبه 2 تیر 1394 12:32
محبوب لینک نظر
عزیزم ایدا جان با اینکه ندیدمت ولی تصورم ازت با یه دختر کوچولوی ناز قشنگ و شیرینه اوایل همه گیج میزنن تا تو با دنیای جدید مادری و حسای عجیب غریبش اخت بشی زمان میبره منم بعضی وقتا کلافه میشم از شیطنتای دخترم اما اگه دو ساعت بخوابه هی میرم بوسش میکنمو بوش میکنم.اما خوشحال باش جدا از همه خستگی ها و نگرانیهای عادی و غیر عادی داشتن یه دختر تورو دوباره عاشق میکنه یه عشق عمیق که هیچ جایگزینی نداره بازم این عشقو بهت تبریک میگم.فرشتتو ببوس
سه‌شنبه 2 تیر 1394 13:03
مشتاق لینک نظر
مادر شدنت مبارک عزیزم
بهشت رفت زیر پات
سه‌شنبه 2 تیر 1394 13:45
بوسه زندگی لینک نظر
خدا رو شکر که این مرحله رو با شجاعت پشت سر گذاشتی آیدا ...

فرشته کوچولوت رو از طرف من ببوس لطفــــــــــا!
سه‌شنبه 2 تیر 1394 14:26
مریم لینک نظر
بودنش مبارکت باشه. انشالا که سالم و سرحال درکنار هم روزهای زندگی را بگذرونید
سه‌شنبه 2 تیر 1394 15:03
یاسمین لینک نظر
سلام عزیزم
هزاران بار تبریک
سه‌شنبه 2 تیر 1394 16:26
F.Gh لینک نظر
خیلی تبریک می گم! :-)
چهارشنبه 3 تیر 1394 00:02
mahoor لینک نظر
عزیزم
الان زردیش چطوره؟
من دختر عموم اینجوری شد
ده روز بستری بود با زردی 19
از دکتر بخواه بهش قطره بده برای زردیش
شیر خشت هم تو بهبود زردی موثره
راستش اسم قطره رو یادم نمیاد
الان سرچ کردم نوشته بود بیلی ناستر
چهارشنبه 3 تیر 1394 06:06
Maryam لینک نظر
عزیزم مبارکه،همیشه شاد وسالم باشین
چهارشنبه 3 تیر 1394 09:27
بهمندخت لینک نظر
چه سختی و شیرینی درهم تنیده ای

خوشحاااال باشید
چهارشنبه 3 تیر 1394 09:49
جوراب پاره و انگشت آزاد لینک نظر
قربونت برم من عزیزم
چهارشنبه 3 تیر 1394 11:14
سام لینک نظر
خداوند صبورمون میکنی انشالا. مواظب خودتون باش
چهارشنبه 3 تیر 1394 11:51
خاطرات دزیره لینک نظر
وااااااااااااااااااااای ایدا جونم خیلی خیلی مبارکت باشه والله منم دلم غنج میره خیلی خوشبحالت با این دخمل جونی
جمعه 5 تیر 1394 11:48
رویا بانو لینک نظر
مبارکت باشه مامان آیدا...گرچه مدت زیادی تو همین درهم برهمی میمونی اما مدیریت زمان رو یاد میگیری کم کم یه سری کارها و بی خوابی ها برات عادی میشه و البته که همه زحتمها با یه لبخند از یادت میره....
یکشنبه 7 تیر 1394 00:45
آوا لینک نظر
تبریک میگم بهتون ... چقدر خوشحال شدم اینجارو پیدا کردم ! دلم تنگ شده بود! خدا عشقتون رو به دخترتون کم نکنه ... اسمش و چی گذاشتین؟ :)
و ببخشید یه سوال خصوصی ... چرا زایمان طبیعی؟ درد نداره؟؟ انقدر به نظرم ترسناکه حتی نمیتونم بهش فکر کنم ...
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.