X
تبلیغات
رایتل

بعد از شب هزار و یکم

Natural Birth


بعد از دیدن کلی فیلم و انیمیشن درباره زایمان طبیعی برای منی که ریاضی و هنر خوندم یه سری سوال پیش اومد، برای گرفتن جواب زنگ زدم به بابا.


* چرا الان زایمان طبیعی انقدر دنگ و فنگ داره؟ مگه قبلن این جوری انجام نمی شده؟ چه فرقی داره مگه؟


_ این به خاطر سبک زندگی آدم هاست. خیلی چیزها به علم پزشکی اضافه شده که خوبه ازشون استفاده بشه. یه سری چیز ها هم از زندگی عادی مردم حذف شده که فرآیند زایمان رو سخت تر کرده. مثلن الان خانوم های باردار تحرک کمتری دارند. اما قبلن بیشتر فعالیت می کردند و راه می رفتند. ماشین کمتر بوده و پیاده روی بیشتر و برای همین زایمان راحت تر اتفاق می افتاده.

اصولن هر چی پستاندارن اهلی تر باشن، به کمک در زایمان بیشتر نیاز دارند. گاوهای بزرگ شیرده حتمن کمک لازم دارند موقع زایمان اما گاوهای وحشی خیلی راحت و بدون کمک این کار رو انجام می دهند. خودم یه بار یه گاومیش وحشی رو دیدم که داشت زایمان می کرد و حتی نشسته بود، همین طور وایستاده داشت می زایید که دیگه من دیدم و با یکی دیگه رفتیم بچه رو گرفتیم که با سر نخوره زمین!



* توی فیلم ها دیدم بچه که میاد پایین یه حجم هم باهاش میاد پایین. اون کیسه آبه یا رحم؟


_ کیسه آمنیوتیک که در اصطلاح بهش میگن کیسه آب، همراه بچه پایین میاد. میشه قبل از زایمان پاره بشه، میشه نه در حین زایمان پاره بشه. من خودم یه گوسفند رو زایمان کردم که بچه با کیسه آب بود. خیلی جالب و قشنگ بود. ببخشید که این جور می گم اما گوسفند هم پستاندار داره به هرحال و شرایط تقریبن یه جوره.



عاشق بابام ام و الان خیالم خیلی راحت تره. ای کاش دکترم هم انقدر ساده شرایط رو برام توضیح می داد.


تاریخ ارسال: دوشنبه 11 خرداد 1394 ساعت 11:49 | نویسنده: آیدا
نظرات (26)
دوشنبه 11 خرداد 1394 12:00
بهمندخت لینک نظر
چقدر خوب بود
پاسخ:
:))
دوشنبه 11 خرداد 1394 12:07
honey لینک نظر
یعنی زایمانتون طبیعیه؟
من شنیدم بچه های با زایمان طبیعی و تغذیه شیر مادر باهوش تر و مقاوم تر هم هستند چون برای تولد و بقا زحمت میکشند
پاسخ:
بله ایشالا
چه باحال:)
دوشنبه 11 خرداد 1394 12:11
مهندس جنین لینک نظر
آیدا جان سلام! عاقا من خیلی خوشحالم و خوشبخت! که بعد از مدت ها آپ کردی اینجا رو. امیدوارم بمونی و نری! عاقا من یک وبلاگی درست کرده م که امیدوارم خوشت بیاد. یعنی خوشت میادها! ولی اگه بدتون اومد این گوش من متعلق به تو! بیا بزن تو گوشم! راسی من رشتم تجربی بود ی چیزایی سر در میارم :-)
پاسخ:
سلام
خوشحالم از آشنایی تون:)
دوشنبه 11 خرداد 1394 12:48
دزیره لینک نظر
سلام آیدا جون
چه خوب شد که اومدی تو این وبلاگ
خیلی دلم میخاست بدونم در چه حالی
دکتر که بمن گفته نمیتونی طبیعی زایمان کنی بخاطر اینکه بچه بریجه و سفالیک نشده ....
پاسخ:
سلام عزیزم
حالا خودت راضی هستی؟ مهم اینه که خودت راضی باشی.
دوشنبه 11 خرداد 1394 12:49
جوراب پاره و انگشت آزاد لینک نظر
سلام ایدا جان چقدر خوشحالم که بالاخره دیدمت ۰۰۰۰خیلی به یادت بودم و دلم برات حسابی تنگ شده بود از مارگزیده پرسیدم حالتو و بعد دیدم اطلاع رسانی کرده ادرس وبلاگ ت رو ''آ من هم مهاجرت کردم بلاگ اسکای ادرسشو برات گذاشتم واقعا ما به جز بلاکفا هیج راه ارتباطی دیگه ای نداریم خوشحالم که خوبی عزیزم
پاسخ:
وای چه عالی که تو هم می نویسی. اتفاقن خیلی یادت کرده بودم و خیلی ازت سوال داشتم. شماره ت توی بلاگفا بود و من بهش دسترسی نداشتم. حتمن مزاحمت می شم.
دوشنبه 11 خرداد 1394 13:30
تارا لینک نظر
سلام مامان آیدای عزیز.دلمون برات خیلی تنگ شده بود.خونه جدید مبارک
زایمان طبیعی رو انتخاب کردی؟آفرین چقدر شجاعی من که از اسمشم میترسم.امیدوارم در هر صورت زایمان راحت و خوبی داشته باشی عزیزم.از بابا هم بابت توضیحاتشون خیلی خیلی ممنون.راستی چقدر مونده به لحظه دیدار دختر گلت ؟
پاسخ:
سلام تارا جان
ممنونم.
تا 3 تیر بهم مهلت زایمان طبیعی دادند.
دوشنبه 11 خرداد 1394 13:42
mina لینک نظر
چه خوب که اینجا می نویسی. من کلافه شده بودم دیگه. تشکر ویژه از خانم مارگزیده برای اطلاع رسانی.

ایشالله که زایمان راحتی داشته باشی.
پاسخ:
ممنون مینا جان:)
و بله مرسی از پروانه:)
دوشنبه 11 خرداد 1394 14:47
گولو لینک نظر
سلام آیدا
معرکهههههههههههههههههه است
عالیه
بهترین پدربوزوگ جهانه
و البته مثل اواز دهل
چون ما خودمون یه دونه محمودشو داریم ، هر روز اناتومی و روند بهبود دستشو چک میکنه
پاسخ:
سلامممممممممممممممممممم

من عاشق جفت شونم:)
دوشنبه 11 خرداد 1394 15:39
غ ـزل لینک نظر
خدا رو شکر باباتو داری
معمولا کسی اطراف آدمها نیست این چیزا رو توضیح بده
خوله که از اون توضیحات تو وب بزاری که بقیه استفاده کنن
دکترها همشون بی حوصله شدن و پول دوست
و هیچ رقابتی تو زایمان طبیعی با هم ندارن
فقط پول و راحتی براشون ملاکه
پاسخ:
خدا رو شکر که دارمش.
البته همه این جور نیستن. الان پدر آقای خونه خیلی دکترهای خوب و با حوصله ای داره خدا رو شکر.
دوشنبه 11 خرداد 1394 16:02
ye zan لینک نظر
enshala be salamati nini miad, khoda babatono baraton negah dare, moteasefane emroze motekhasesa vase bimareshon aslan vaghti nemizaran faghat zir dastashon ke mama hastan be chanta soal adam javab midan, albate doctoraey ke man didamo migam
پاسخ:
ممنون عزیزم:)
دوشنبه 11 خرداد 1394 16:14
F.Gh لینک نظر
سلام آیدا جان،
امیدوارم که هرجوری که زایمان می کنی، راحت و خوب باشه. الان هم زایمان طبیعی خیلی دنگ و فنگ نداره دوستم. ولی بدون که راحتی زایمان طبیعی خیلی به آناتومی بدن خودت بسته گی داره. چقدر لگنت پهن باشه، چقدر دوره ی دردت طول بکشه،...
بعدش هم در زمان های قدیم خیلی از خانوم ها به اصطلاح "سر زا می رفتن!" یعنی اینجوری نبوده که خیلی سالم و سلامت زایمان کنن و برن پی کارشون.
من خیلی دوست ندارم که به کسی بگم چیکار کن یا چیکار نکن یا بهتره چی کار کنی... اگر خودت دوست داشتی می تونم مزایا و معایب زایمان طبیعی و سزارین در "ایران" رو بهت بگم.
پاسخ:
سلام عزیزم
در ایرانش رو خوب اومدی. راستش دیگه تصمیمم رو گرفتم و ترجیح می دم بهش فکر نکنم. اما ممنون.
دوشنبه 11 خرداد 1394 16:30
ویرگول لینک نظر
دامپزشکن؟:-D
پاسخ:
:)
دوشنبه 11 خرداد 1394 17:39
گلابتون بانو لینک نظر
زایمان طبیعی کلی سوال همراهش داره! برای هر آدمی هم یه مدل خاصه! ان شااالله یه زایمان طبیعی خوب و راحت داشته باشی.
پاسخ:
مرسی گلابتون عزیز:)
دوشنبه 11 خرداد 1394 19:50
memol لینک نظر
چه خووووووب که پیدات کردم...مرررسی گولو جووون...و اینکه امیدوارم توو این خونه همش از خوشیهات بنویسی دوستم...
پاسخ:
ممنون ممول جان:)
و آره مرسی گولو:)
دوشنبه 11 خرداد 1394 22:10
fateme لینک نظر
سلام...چه خوب که پیداتون کردم و خداروشکر که حالتون خوبه
پاسخ:
سلام. مرسی فاطمه جان:)
سه‌شنبه 12 خرداد 1394 03:47
بانو سرن لینک نظر
من هنوزم حسرت زایمان طبیعی رو دارم. هنوزم غصه اش رو می خورم، از صمیم قلبم دعا می کنم لوبیای ما و بدنت همکاری خوبی داشته باشن و راحت باشه و طبیعی باشه همه چی.
پاسخ:
ممنون بانو:)
سه‌شنبه 12 خرداد 1394 11:04
سام لینک نظر
سلام مامانی. چطور فکر کردی اون حجم رحمه؟؟ خدا بابا رو حفظ کنه انشالا. راستی واسه نی نی اسم انتخاب کردیدن؟؟ آیداجان من اواخر مر زایمان میکنم به امیدخدا
پاسخ:
سلام
فکر نکردم حدس زدم!
بله دخترک مون اسم داره. هی می خوام پستش رو بنویسم و هی نشده.
ایشالا به سلامتی. کامل نیمده نوشته تون اما فکر کنم منظورتون مرداد بوده.
سه‌شنبه 12 خرداد 1394 12:03
دزیره لینک نظر
نه آیدا جون من دلم میخاست میتونستم طبیعی زایمان کنم اما الان مجبورم برم زیر تیغ سزارین
اما بازم توکل به خوا و هرچی خیر و صلاحه ....
پاسخ:
دقیقن ایشالا هرچی خیر و صلاحه.
سه‌شنبه 12 خرداد 1394 14:26
(neda (khanande khamoosh لینک نظر
salam ayda aziz
man ba 2 bar sabeghe zayman tabiee 1 bar bi dard 1 bar ba dard
behetoon migam ke behtarin tasmim donya ro gereftid
motmaen bashid ta abad behtarin roze zendegi shoma khahad bood
agar soali dashtid man dar khedmatam
jalebe hamsar man ham be khatere reshteh tahsilish morataban zaymane man ro ba gav moghayese mikard
پاسخ:
سلام ندا جان
ممنون که گفتی.
دیدی چه با محبت هم این کار رو می کنن؟
سه‌شنبه 12 خرداد 1394 14:52
دل آرام لینک نظر
می تونم خواهش کنم فیلمهای زایمان طبیعی رو نگه داری؟
می خوام ازت بگیرمشون.
سال دیگه اگه خدا بخواد می خوام نی نی بیارم.
پاسخ:
عزیزم من فیلم ندارم همه رو از اینترنت سرچ می کنم و می بینم. چیزی رو دانلود نکردم.
ایشالا به سلامتی.
سه‌شنبه 12 خرداد 1394 15:51
زری لینک نظر
سلام. عزیزم من هم زایمانم طبیعی بود و علیرغم اینکه پریودهای خیلی وحشتناکی دارم ولی زایمانم خیلی خوب و راحت بود. من از اول میخواستم زایمان در آب کنم به همین دلیل کلی تمرین و ورزش و تمرین تنفس میکردم. چون کیسه آبم پاره شد البته در 42 هفتگی به همین دلیل رفتم تو اتاق زایمان و زایمان طبیعی خیلی خیلی راحتی داشتم. عزیزم تا میتونی پیاده روی کن و تمرین درست نفس کشیدن را بکن که در پروسه زایمان فقط اینها کمکت میکنه. زایمان طبیعی خیلی خوبه و آدم احساس انفعال نداره. عزیزم اگر سوالی داشتی آدرس ایمیلم همینه که برات باهاش نظر گذاشتم. امیدوارم زایمان فوق العاده راحتی داشته باشی.
پاسخ:
مرسی زری جان، لطف کردی که گفتی:)
سه‌شنبه 12 خرداد 1394 16:06
مامان مینو لینک نظر
آخی چه توضیحات باحالی! مینو هم با کیسه آبش سر خورد اومد بیرون، بعدش تمیز‌کاری کمتری لازم داره بچه ایشالا که نی‌نی شما هم مثل مینو زبر و زرنگ باشه و سه چهار ساعته بپره تو بغل مامانش
پاسخ:
چه باحال:)
امیدوارم. مثل مینو هم خوردنی باشه:)
چهارشنبه 13 خرداد 1394 12:58
طلوع لینک نظر
سلام،آیدا جان خوشحالم که دوباره میتونم نوشته هات رو بخونم.انشاالله زایمان راحت و خوبی داشته باشی و دختر گلت صحیح و سلامت بیاد تو آغوش تون، توکل بر خدا.
موقع زایمان من و خواننده های وبلاگت رو دعا کن.
چهارشنبه 13 خرداد 1394 18:53
سهیلا لینک نظر
هر چی خواست خداست همون بهترین هست آیدا جان.ترجیحا طبیعی ولی اصرار نکنید.من دیدم اکثر خانم هایی که زایمان طبیعی دارن مشکل افتادگی رحم پیدا میکنن بخاطر فشاری که زمان زایمان بهشون وارد میشه.البته این حرف مال 20 .25 سال پیشه. الان روش های زایمان طبیعی هم بهتر شده.البته افتادگی مثانه هم پیدا میکردن.اگر راحت زایمان کردی که بهتر اگر نشد سزارین.من سر اولی تا آخر دردامو کشیدم چون دکترم عقیده داشت زایمان طبیعی بهتره.تو بیمارستان آراد تهران.یعنی میخوام بگم همه دکترا هم پول پرست نیستن.بعد از ده ساعت درد کشیدن دیگه نفس ناله کردن هم نداشتم که ماماها وقتی هر نیم ساعت ضربان قلب بجه رو چک می کردن گفتن ضربان قلبش کند شده و بیشتر نمیشه صبر کرد.سریع منو بردن اتاق عمل و دکترم از مهمونی اومد منو عمل کرد و برگشت.بیچاره با کت وشلوار و کروات اومده بود.این مال 27 سال پیشه.سر دومی با اعتناد به نفس کامل رفتم البته کیسه آب پاره شده بود.گفتم خوب این دفه دیگه درد ندارم.سزارین میشم دیگه.دکتر اومدد گفت باید درد بکشی تا پوست شکمت نازک بشه آماده زایمان بشی تا جای زخمت زودتر خوب شه.4 ساعت درد کشیدم تا رفتم تو اتاق عمل.خوب مشکلات معمولی عمل رو داشتم اما خدا رو شکر نه افتادگی رحم دارم نه مثانه.شاید هم هیچ ربطی به هم نداشته باشه،همسر سر بچه اول قاطعانه میگفت طبیعی.این دکترا فقط میخوان پول بگیرن.همون اول که من شروع به گریه کردم و اشکام سرازیز شد میدوید دنبال دکتر که ترو خدا زودتر سزارینش کنید داره درد میکشه.دکتره میگفت الان نمیشه باید مطمین بشیم نمیتونه طبیعی بزاد.میگن شاه میبخشه شاه قلی نمیبخشه همینه دیگه.ببخشید خیلی طولانی نوشتم.برات دعا میکنم بهترین وضعیت برات پیش بیاد
جمعه 15 خرداد 1394 21:54
کاپو لینک نظر
سلام.خب من هم جزو خواننده هاتم اما خاموش.بلاگفایی هستم و از بس انتظار کشیدم درست شه خسته شدم...
روزی که درباره باردار شدنت گفته بودی حسرت کشیدم که کاش من هم زودتر این نوید رو به همه بدم . چند ماه بعد شکر خدا یه نی نی خوشکل اومد و تو دلم جا باز کرد.الان تو هفته ۲۴ هستم و هر روز بیشتر با سختی های شیرین این دوره اشنا میشم.وقتی پستاتو میخوندم خودمو تو اون حال تصور میکردم ولبخند میزدم اما الان میبینم اصلا جای لبخند نداره و چقد سخته....
و صد البته تکون های گاه و بیگاهش چقد دوست داشتنی.
و اینکه من هم شدیدا مصرم زایمان طبیعی داشته باشم و بین اطرافیانم تک موندم از بس همه به سزارین فکر میکنن‏!‏حس تنهایی داشتم و حالا شدیدا خوشحالم که کس دیگه ای هم هست که از ته دلش دوست داره زایمانش طبیعی باشه.مرسی از پستت و راهنمایی های پدرخوبت.برات بهترین ها رو ارزو میکنم
سه‌شنبه 19 خرداد 1394 11:41
مریم لینک نظر
سلام
مریم هستم دوبار زایمان طبیعی کردم و دوتا پسربچه ی شیطون دارم اگه سوالی داشتی خوشحال میشم جواب بدم مواظب خودت و بار امانت ات باش و آب هم زیاد بخور و پیاده رویی کن
ایمیلم: banoo_parsa@yahoo.com
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.